x تبلیغات
مشاوره ازدواج

دوست داشتن فرزند بیش از همسر ، چرا نباید فرزندان را بیشتر دوست داشت؟

 دوست داشتن فرزند بیش از همسر، چرا نباید فرزندان را بیشتر دوست داشت؟

 
دوست داشتن فرزند بیش از همسر چه عواقب و آسیب هایی را به همراه دارد؟ پس از این که فرزند به دنیا می آید بسیاری از مادران با این سوال مواجه می شوند که آیا دوست داشتن زیاد فرزندشان می تواند برای زندگی مشترکشان خطرناک باشد؟ و این که چرا نباید فرزندان را بیشتر از همسر دوست داشت؟ متخصصان در این خصوص دلایلی را بیان کرده اند که مهم ترین آن می تواند حفظ روابط عاطفی پدر و مادر و تاثیر آن بر روی بچه ها باشد.
 
در این مقاله به بررسی این موضوع می پردازیم و در صورتی که این موضوع شما را با چالش هایی رو به رو کرده است نگران نباشید و سعی کنید مسئله را با مشاوره خانواده در میان بگذارید تا در این خصوص به راه حل مناسبی برسید.
 
اگر زوجین یکدیگر را بیشتر دوست بدارند به نفع کودکان است؟
جواب این سوال این است که شما باید بتوانید میان دوست داشتن و محبت کردن به فرزند و همسرتان تعادل را برقرار کنید، در این خصوص باید حد و مرز رابطه را رعایت کنید و مواظب روابط زناشویی تان باشید، در صورتی که شما برای شوهرتان ارزش و اولویت قائل باشید و رابطه مثبتی با او داشته باشید در این صورت فرزندان شما شادتر خواهند بود و احساس امنیت بیشتری می کنند، البته این بدین معنا نمی باشد که شما به خاطر شوهرتان، فرزندان را نادیده بگیرید بلکه نباید به خاطر محبت و دوست داشتن زیاد بچه ها، از همسرتان غافل شوید و او را فراموش کنید و به نیازها و خواسته های او توجهی نداشته باشید.
 
البته انجام این کار در دوران ابتدایی زایمان و یا در سال های اولیه به دنیا آمدن فرزند کار آسانی نمی باشد زیرا در کنار نقش همسری، نقش مادری هم اضافه شده است و فشار زیادی بر روی شخص وارد می شود به همین دلیل باید اطرافیان و همسر درک خوبی داشته باشند تا زن و شوهر بتوانند با نقش ها سازگار شوند در صورتی که احساس می کنید سازگار شدن با این نقش ها مشکلات زیادی را به همراه دارد می توانید به روانشناس خانواده مراجعه کنید تا در این خصوص به شما کمک کنند اگر از همسرتان غافل شوید و به او بی توجه باشید صمیمیت در میان شما کمرنگ می شود و اختلافاتی در زندگی زناشویی شما به وجود می آید.
 
 
دلایلی که نشان می دهند دوست داشتن فرزند بیش از همسر اشتباه است
در صورتی که درگیر دوست داشتن فرزندتان شوید، خود و همسرتان را فراموش خواهید کرد و این گونه متوجه زندگی کردن نخواهید شد.
هر چه روابط شما با همسرتان با عشق و علاقه بیشتری باشد در این صورت فرزندتان یاد می گیرند تا در آینده با همسرش چطور رفتار کند و محبت کردن به یکدیگر باعث می شود تا کودک در کانون گرم خانواده احساس امنیت داشته باشد و در این حالت فرزندان شما را الگوی خودشان قرار می دهند تا سلامت روانی و سبک دلبستگی ایمنی را در خود تشکیل دهند.
 
 

شیوه های فرزند پروری

 شیوه های فرزند پروری هر والد معمولا از تجربیات اجتماعی، نحوه تربیت خود والد در دوره کودکی وتکرار تجربیات ومشاهدات و الگوبرداری از محیط اطراف ناشی می شود.

 
بر اساس نحوه تربیت کودکان می توان چهار الگوی تربیتی را تشخیص داد.
 
1- الگوی تربیتی مبتنی بر عدم محبت و قاطعیت.
 
2- الگوی تربیتی مبتنی بر محبت و عدم قاطعیت.
 
3- الگوی تربیتی مبتنی بر عدم محبت و عدم قاطعیت.
 
4- الگوی تربیتی مبتنی بر محبت و قاطعیت.
 
تحقیقات و بررسی ها حاکی از آن است که در شکل گیری خصوصیات تربیتی کودکان، الگوی تربیتی حاکم بر خانواده سهم به سزایی دارد. محققین عقیده دارند که اکثر کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری در الگوی اول و سوم یعنی خانواده های سرکوب گر و طرد کننده بزرگ می شوند.
 
فرایند این حانواده ها بدین صورت است که والدین و بچه ها برای کنترل یکدیگر از رفتار های منفی استفاده می کنند و در واقع والدین توانایی لازم برای هدایت فرزندان شان را ندارند. در چنین خانواده ای، والدین هیچ پروایی از فرمان دادن، فریاد زدن، سرزنش کردن و تنبیه نمودن بچه ها ندارند. بچه ها هم به همین ترتیب عمل می کنند تا بتوانند والدین شان را کنترل کنند. معمولا هر دو طرف تسلیم یکدیگر می شوند و این باعث تقویت رفتار در هر دو طرف می گردد.
 
 
1- الگوی تربیتی عدم محبت و قاطعیت
اکثر علائم عصبی که روزانه در افراد مشاهده می کنیم، از طریق این الگو به وجود می آید، نگرانی، تنش، اضطراب، افسردگی و در نهایت خودکشی، خصوصیات عاطفی، هیجانی ای هستند که به واسطه این الگوی تربیتی ایجاد می شوند.
 
کودکانی که بر اساس این الگو تربیت می شوند، معمولا به ترس های غیر منطقی مثل ترس از تنها خوابیدن، تاریکی، صدمه، عدم موفقیت،ترس از حیوانات بی آزار و… مبتلا می شوند واین ترس ها با سرزنش وتحقیر هر چه بیشتر والدین، شدیدتر می گردد. والدینی که مطابق با الگوی شماره یک با فرزندان خود رفتار می کنند، مقررات شدید و سختی را وضع می کنند که موجب می شود در نهایت بین آن ها و فرزندان شان روابط حاکم و پیشخدمتی برقرار گردد. با ادامه این روند جهان در نزد کودک به دو بخش حقارت و برتری تقسیم می شود که در بخش حقارت، کودک و در بخش برتری والدین اش قرار می گیرند.
 
 

 

خصوصیات فرزند اول، بچه اول که باشی ( ۷ ویژگی مهم)

 خصوصیات فرزند اول، بچه اول که باشی ( ۷ ویژگی مهم)

 
خصوصیات فرزند اول باید مورد توجه ویژه قرار بگیرد زیرا با آمدن اولین فرزند همه اعضای خانواده وارد جریان متفاوتی می شوند و به طور طبیعی رفتار والدین تک فرزندی با آن هایی که چند فرزند دارند متفاوت می باشد، والدین همان ابتدا متوجه می شوند که فرزندان نسبت به یکدیگر، رفتارها و خصوصیات مختلفی از خودشان نشان می دهند.
 
در واقع زمانی که فرزند دوم به دنیا می آید، فرزند اول جایگاه خود را به عنوان فرمانروای مطلق خانواده از دست می دهد و آن را با دیگری سهیم می شود در این شرایط خانواده باید شرایطی را ایجاد کند تا تنش و مشکلات در فضای خانواده کاهش یابد و روابط پایدار و صمیمانه ای در میان فرزندان به وجود آید. در ادامه این مقاله به بررسی خصوصیات فرزند اول می پردازیم تا اطلاعات شما در این خصوص افزایش یابد.
 
خصوصیات فرزند اول: نقش در خانواده
تولد فرزند اول، تجربه ای جدید برای والدین می باشد و آن ها ممکن است در تربیت فرزند اول بر اساس قوانین پیش بروند و بسیار سخت گیر باشند و یا به خاطر ذوق و شوقی که برای تولد فرزندشان دارند بسیار سهل گیر باشند و اصول تربیتی را به خوبی ایفا نکنند در نتیجه در تربیت فرزندشان با مشکلاتی رو به رو خواهند شد.
 
پس از این که فرزند دوم به دنیا می آید والدین به خاطر تجربه ای از تربیت فرزند اولشان داشته اند روش تربیتی خود را تغییر می دهند و به صورت دیگری به تربیت فرزند دوم می پردازند، در این حالت فرزند اول مجبور است بی تجربگی و نا پختگی والدین را در تربیت کردن تحمل کند.
 
مفاهیمی در روانشناسی کودک مطرح می شود که به شما کمک می کند تا از اشتباهات رایج تربیتی بپرهیزید و از بهترین روش های تربیتی برای تربیت فرزندان استفاده نمایید.
 
تعادل در تربیت فرزندان اول
فرزندان اول در کانون توجه والدین قرار دارند و معمولا تمام خواسته های آن ها توسط والدین برآورده می شود و در فرزند احساس ارزشمندی زیادی به وجود می آید، در صورتی که این روند شکل افراطی و بی رویه ای داشته باشد، فرزندان اول تبدیل به انسان های قدرت طلب، خودخواه و کم تحمل می شوند و آن ها تحمل هیچ گونه بی توجهی ندارند.
 
پس از این که فرزند دوم به دنیا می آید از توجه والدین به آن ها کم می شود و در این صورت فرزند اول، فرزند دوم را مسبب این بی توجهی می داند و در این حالت حسادت فرزند اول شروع می شود که یکی از خصوصیات به وجود آمدن آن ها در هنگام تولد فرزند دوم می باشد، تمام فرزندان اول تغییر جایگاه شان را در خانواده احساس می کنند اما فرزندان نازپرورده تر با صدمات بیشتری رو به رو هستند و این که کودک چطور با این وضع و شرایط کنار بیاید به رفتار والدین و سبک های فرزند پروری آن ها بستگی دارد.
 
در صورتی که والدین تمام توجه و محبت خود را نثار فرزند دوم کنند و یا رفتارهای اشتباه دیگری از خودشان نشان دهند فرزند اول به احساس طرد شدگی دچار خواهد شد و بعد ها آن را به خواهر و برادر کوچک خود منتقل می کنند اما در صورتی که والدین رفتار صحیحی با کودک شان داشته باشند بچه ها به دوستانی خوب تبدیل می شوند و فرزند اول در برابر خواهر و برادر کوچک خود احساس مسئولیت و رهبری می کند.
 
 

۱۱ سبک های فرزندپروری | بهترین سبک فرزند پروری چیست

 سبک های فرزندپروری را بررسی کنید این کار می تواند به شما در تصمیم گیری در مورد مراقبت و پرورش از کودک شما کمک کند. برای یافتن روشی که مناسب شما باشد می توانید باید تحقیق کنید.

 
سبک‌های فرزندپروری برجسته‌ای که وجود دارد مانند هم نیستند ولی بسیاری از آن ها با هم همپوشانی دارند. با این حال روش های دیگر کاملا متفاوت هستند. ما چهار مورد از سبک‌های رایج‌تر را انتخاب کرده‌ایم و آن ها را با جزئیات بررسی کرده‌ایم.
 
تعریف سبک فرزند پروری
سبک‌های فرزندپروری به شیوه‌ای اطلاق می‌شود که والدین فرزندان خود را تربیت می‌کنند. این می تواند به سطح انتظارات والدین،  توجه به قوانین و غیره و همچنین سبک نظم و انضباط والدین برای اعمال انتظارات خود اشاره داشته باشد.
 
فروید باور داشت که رابطه اولیه مادر و کودک نمونه اولیه همه روابط کودک در آینده است. به عنوان مثال، در نظریه رشد روانی-جنسی، فروید بر روابط والدین و بعدها آسیب شناسی روانی تأکید ویژه ای داشت و همه این ها نشان دهنده اهمیت سبک های فرزند پروری می باشد. بنابراین حتما با توجه به این مقاله در مورد سبک های فرزندپروری خود تصمیم بگیرید.
 
نظریه سبک های فرزندپروری
با کاوش در مقالات ما می توانید کشف کنید که چه چیزی برای شما مفید و مهم است. به احتمال زیاد، پس از بررسی نظریه سبک های فرزندپروری، متوجه خواهید شد که برخی از آن ها با سبک تفکر شما سازش بیش تری دارند.
 
هر نوزادی متفاوت است، بنابراین آنچه برای یک نوزاد مفید می باشد ممکن است برای دیگری جواب ندهد و همانطور که آن ها و شما رشد می کنید و یاد می گیرید، ممکن است متوجه شوید که ایده ها و تئوری هایی که داشتید تغییر می کند. بنابراین به سبک‌های فرزندپروری نگاه منعطفی داشته باشید.
 
 
سبک های فرزندپروری 
 
 
۱.الگوی رهبری کودکان
در الگوی تعلق والدینی (attachment parenting) رویکرد فرزندپروری کاملاً تحت رهبری کودک قرار دارد و به طور کلی شامل تغذیه در صورت نیاز، پاسخگویی به موقع به گریه های او و یک جا خوابیدن با او در شب است. ایده اصلی این روش این بود که دلبستگی ایمن میان والد-کودک راه را برای استقلال و روابط امن آن ها در بزرگسالی هموار می کند.
 
نوزادان زمانی بهترین رشد را دارند که احساسات آن ها جدی گرفته شده و به آن ها پاسخ داده شود. اما ممکن است والدین در این کار زیاده‌روی کرده و هر درخواست کودک را برآورده کنند، که می‌تواند طاقت‌فرسا بوده و نتایج متفاوتی را به دنبال داشته باشد.
 
یکی از مهم ترین یافته ها این بود که دلبستگی ایمن در اوایل زندگی منجر به استقلال بیشتر در آینده شود، در حالی که دلبستگی ناایمن باعث می شود که کودکان در مراحل بعدی زندگی بیشتر وابسته شوند و استقلال شخصیتی که لازمه حضور در جامعه و ارتباط با دیگران می باشد را پیدا نکنند.
 
۲. رویکرد رهبری والدین
 
در انتهای دیگر طیف فرزندپروری، رویکرد رهبری والدین قرار دارد، که در آن کودک باید با زندگی اطراف خود سازگار شود. رهبری والدین زمانی با موفقیت همراه می شود که والدین و کودکان، مشارکت‌های مؤثری را ایجاد کنند.
 
 
۳. فرزندپروری مثبت | سبک های فرزند پروری
 
فرزندپروری مثبت می تواند یک رویکرد قدرتمند باشد. ایده اصلی این روش این است که به جای تلاش برای اصلاح نقاط ضعف فرزندتان، روی نقاط قوت او تمرکز کنید. به همین دلیل است که برخی از افراد آن را فرزندپروری مبتنی بر قدرت می نامند.
 
رویکرد فرزندپروری مثبت می تواند کمی متفاوت باشد، اما تمرکز اصلی آن تاکید بر تعاملات مثبت است. در این روش والدین رفتارها و انگیزه های مثبت را تشخیص داده، پاداش می دهید و تقویت می کنید. شما همچنین محیطی ایجاد می کنید تا رفتار مشارکتی و سازنده را برای فرزندتان آسان تر کنید.
 
 

آماده کردن کودک برای تولد فرزند دوم

 همیشه تولد فرزند دوم و حسادت فرزند اول به دوم، برای والدین دلهره ای ایجاد می کند که چگونه فرزند اول را با این شرایط یا به نوعی چالش مواجه کنند و چه رفتارهایی را انجام دهند. در این مقاله به بررسی این موضوع پرداخته و چند روش رفتاری برای والدین نیز ذکر شده اند:


با باردار شدن مادر و انتظار برای فرزند دوم، مادر باید به طور ساده و قابل فهم در مورد تولد نوزاد، با کودک، گفت و گو کند اما آن چه مهم است، این که دربار ه ی آن نباید زیاده روی کند و این اطلاع را نیز نباید زود به کودک بدهد زیرا تصور کودک نسبت به زمان، با تصور بزرگسالان متفاوت است. یک ماه ممکن است از نظر کودک، بسیار طولانی باشد؛ بنابراین، اگر مادر ۶ ماه پیش از تولد نوزاد، با کودک خود درباره ی نوزاد جدید صحبت کند، برای کودک، صبرکردن در این مدت، خسته کننده است. اگر کودک به علت بزرگ شدن شکم مادر و تغییرهایی که در مادر به وجود آمده، از او سؤال کرد، باید در مورد نوزاد و تولد او، با کودک حرف زد.

اگر کودک در مورد حاملگی مادر و تولد نوزاد و داشتن خواهر یا برادری سؤالی نکرد، بهترین موقعِ گفتن و توضیح دادن برای کودک، همان چندماه آخر دوران حاملگی ست. مادر باید در مورد نوزاد جدید، به زبانی ساده و قابل فهم و دور از اصطلاح های پزشکی با کودک صحبت کند. به او نگویید که با تولد نوزاد جدید، زندگی شادی خواهیم داشت و نوزاد سبب شادی، تفریح و سرگرمی همه ی ما خواهد بود زیرا چنین نخواهد بود! بلکه به او بگویید: «نوزاد بسیار کوچکی خواهیم داشت که نمی تواند راه برود، گریه زیاد م یکند، باید به او شیر بدهیم و از او مراقبت کنیم تا بزرگ شود.

اگر کودک به حد کافی بزرگ است، زمانی که برای خرید وسایل و لوازم نوزاد به بازار می روید، کودک را با خود ببرید و او را در هنگام خرید، شرکت دهید. او از شرکت کردن، احساس خوشحالی خواهد کرد اما زمانوخرید شما با کودک، باید بسیار کوتاه باشد تا خسته نشود. هنگام خرید لوازم، برای کودک نیز چیزی بخرید تا احساس نکند که با تولد نوزاد جدید، کنار گذاشته شده است.

از طرفی دیگر، کودک نباید احساس کند آن چه در گذشته متعلق به او بوده مانند تختخواب، صندلی، اسباب بازی و… از او گرفته و به نوزاد جدید داده می شود؛ اگر قرار است گهواره یا تخت کودک برای استفاده ی نوزاد اختصاص یابد، پدر و مادر ابتدا باید برای کودک، تخت جدیدی تهیه نمایند و سپس تخت او را مورد استفاده ی نوزاد جدید قراردهند.

زمانی که مادر برای زایمان و تولد نوزاد به بیمارستان می رود:
چون زمان ماندن مادر در بیمارستان، اغلب کوتاه است، بنابراین نگه داری کودک در خانه  پرستاری او باید به وسیله ی پدر یا افرادی که با کودک نزدیکی داشته اند، انجام گیرد. اگر مادر، مدت زمان کوتاهی در بیمارستان خواهد ماند، بردن کودک به بیمارستان، ضرورتی ندارد و دیدن و آشناشدن کودک با نوزاد تازه متولدشده، بهتر است که پس از بازگشت مادر به خانه و در خانه صور ت گیرد. پس از آوردن نوزاد به خانه، کودک بزر گتر را به اتاقی دیگر یا به خانه ی پدر و مادربزرگ نفرستید، زیرا کودک احساس خواهد کرد که متولدشدن نوزاد، تغییری در پرستاری اش به وجود آورده و او را از محیط قبلی خود و دامان مهر و محبت مادر، دور کرده است.



آوردن نوزاد به خانه و پیدایش حس حسادت در کودک بزر گتر:
زمانی که نوزاد به خانه آورده م یشود، چون مورد توجه همه قرارمی گیرد و دوستان و اقوام، هریک او را در آغوش می گیرند و حتی برایش هدیه می آورند، بنابراین، کودک احساس می کند که ای کاش من هم نوزاد بودم و عکس العمل او ممکن است ب هصورت رفتار کودک شیرخوار باشد؛ او ممکن است در شلوار خود ادرار کند یا در حالی که درگذشته خوب حرف می زده، مانند کودکانی که تازه یاد گرفت هاند کلم هها را ادا کنند، حرف بزند.

برخی از کودکان هنگامی که مادر، نوزاد خود را شیر می دهد، از روی حسادت، به شیرخوردن از شیشه شیر تمایل پیدا می کنند و با گریه کردن، از مادر می خواهند که شیر را از شیشه شیر به آنان بدهد، درصورتی که خوردن شیر از شیشه را در گذشته ترک کرده بودند. مادر نباید احساس کند که کودک با خوردن شیر از شیشه ی شیرخوری، مشکلی به وجود خواهد آورد و نباید با ای نکار، مخالفت کند و چیزهای دیگری مانند شکلات و شیرینی به او بدهد که راضی اش نماید. تمایل کودک به خوردن شیر از بطری شیرخوری، چند هفت های بیش تر ادامه نخواهد یافت.

گاهی اوقات ممکن است از روی ناراحتی و حس حسادت، اسباب بازی یا شیء را به طرف نوزاد پرت کند که مادر به طور معمول، در چنین حالتی نسبت به عمل کودک، پرخاش کرده و او را سرزنش می کند و سرزنش کردن و عصبانیت مادر، حس حسادت کودک را عمیق تر و شدید تر خواهد کرد. مادر نه تنها باید نوزاد را از مخاطره ها حفظ کند، بلکه باید کودک بزر گتر خود را نیز دریابد. مادر باید به کودک بگوید: «ما همگی دوستت داریم اما چون این خیلی کوچک است، باید مراقبش باشیم. تو هم باید کمک کنی تا با همدیگر بزرگش کنیم. »
 

شدت حسادت کودکان نسبت به نوزاد شیرخوار به طور معمول در سنین کم تر از ۵ سالگی، به بیش ترین حد خود می رسد، زیرا کودک در این سن هنوز وابسته به پدر و مادر است و به خارج از خانه وابستگی ندارد اما زمانی که کودک به سن ۶سالگی یا پس از آن رسید، خود را به تدریج از پدر و مادر دور م یکند و علاقه و دوستانی در خارج از محیط خانه به دست خواهد آورد.

رفتار پدر و مادر با کودک بزر گتر باید چگونه باشد؟
زمانی که نوزاد تازه متولد شده به خانه آورده م یشود، مادر نباید هیچ گونه تغییری در رفتار خود نسبت به کودک بزرگ تر ب هوجود آورد؛ گرچه مادر به علت زایمان، ضعیف، خسته و حتی بی حوصله شده اما تا حد امکان باید سعی کند با کمک پدر، زندگی روزمره و روابط و رفتار قبلی خود را با کودک حفظ نماید. زمانی که کودک ببیند تمام توجه و علاق هی مادر به نوزاد جلب می شود و نوزاد مدام در آغوش مادر است و او بلاتکلیف و سرگردان است، حس حسادت در او به وجود خواهد آمد. اگر برای پدر امکان دارد، می تواند کودک را با خود به محل کارش ببرد تا در خلال روز با پدر مشغول باشد.
 
 

۱۰ نکته برای فرزندپروری بهتر | بهترین سبک فرزند پروری چیست

 بهترین سبک فرزند پروری چیست؟ چه چیزی شما را تبدیل به والدین خوب می کند؟ پدر و مادر خوب تلاش می کنند براساس بهترین علایق کودک خود تصمیم گیری کنند.


البته هیچ کس کامل نیست. همانطور که هیچ پدر و مادری هم کامل نیست، بنابراین بهتر است هنگام به کرسی نشاندن انتظارات خود به خاطر داشته باشید که هیچ کودکی هم کامل نیست. اما منظور این نیست که ما نباید در جهت رسیدن به هدف تلاشی بکنیم. ابتدا استانداردهای بالایی برای خود تعیین کنید بعد کودک را در اولویت دوم قرار دهید. ما برای آن ها نمونه یک الگوی خوب هستیم.

در ادامه ده نکته در مورد یادگیری سبک فرزند پروری مؤثر مطرح می شود. اکثر آن ها نه آنی و نه شدنی هستند. بعلاوه احتمالاً هیچ کودکی نتواند همزمان به همه آن ها با هم عمل کند. اما اگر بتوانید بر روی آنها کار کنید؛ حتی انجام برخی از آنها در هر زمانی، باز هم خواهید توانست در مسیر درستی حرکت کنید.

بهترین سبک فرزند پروری چیست
چهار سبک اصلی فرزند پروری (مسالمت آمیز، مقتدرانه، غفلت آمیز و مستبدانه) که امروزه در روانشناسی کودک مورد استفاده قرار میگیرند، بر اساس کار دایانا بامریند، روانشناس رشد، و محققین دانشگاه استنفورد، النور مککوبی و جان مارتین است. در ادامه این روش ها به طور خلاصه توضیح داده شده است برای آگاهی از تمام سبک فرزند پروری می توانید از مقاله ۱۱ سبک های فرزندپروری کمک بگیرید.

۱. سبک فرزند پروری مقتدرانه

در سبک فرزند پروری مقتدرانه که دموکراتیک می باشد خانواده‌ها دموکراسی را انجام می‌دهند، جایی که کودکان در امور خود نظر می دهند. این والدین ارتباط نزدیک و خوبی با فرزندان خود برقرار می کنند. این نوع سبک فرزند پروری از نظر بسیاری از روانشناسان بهترین سبک فرزند پروری می باشد زیرا کودک به صورت مستقل رشد می کند.

۲. سبک فرزند پروری مسالمت آمیز

در این سبک فرزند پروری قوانین بسیار محدود هستند و کودک بسیار آزاد می باشد تا به فعالیتی که دوست دارد بپردازد در این روش کودکان ممکن است مسئولیت پذیری کمی نشان دهند.

۳. سبک فرزند پروری غفلت آمیز یا بدون دخالت

در این روش والدین دخالتی در رفتاهای کودک انجام نمی دهند و حتی اگر زمین خورد نیز به او کمک نمی کنند. این روش ممکن است آسیب های دائمی را برای کودک به همراه داشته باشد.

پیشنهاد مشاور: ۷ رفتارهای آسیب زا در تربیت فرزند| هنر فرزند پروری

۴. سبک فرزند پروری مستبدانه

کنترل زیاد، سخت گیر یو کنترل زیاد کودک در این روش حرف اول را می زند. این روش باعث می شود که کودک احساس کند استقلال بسیار کمی داشته و نمی تواند برای خود تصمیم بگیرد.

۱۰ نکته برای روش فرزند پروری صحیح
۱. مدل سازی
عمل کنید. فقط آنچه شما می خواهید را از فرزند خود نخواهید انجام دهد. عملاً به آن ها نشان دهید. انسان تا حدی به دلیل  یادگیری از طریق تقلید از گونه های خاص محسوب می شود. ما برای الگو گیری از حرکات دیگران برنامه ریزی شده ایم تا از این طریق آن ها را درک کنیم و خود را با آن ها یکی کنیم.

کودکان به ویژه هرکاری که والدین آن ها انجام می دهند را خیلی خوب تماشا می کنند، همان کسی باشید که دوست دارید کودک شما باشد، به او احترام بگذارید، به آن ها رفتار و نگرش های مثبتی نشان دهید، نسبت به هیجان های کودک همدلی نشان دهید؛ کودک شما آنگونه که مقتضی است تبعیت می کند.

۲. محبت
محبت خود را نشان دهید. وقتی عشق ورزیدن بیش از حد نباشد آنها لوس نمی شوند. تنها چیزی که می توانید به نام محبت انجام دهید چیزهای مانند ولخرجی در پول، آسان گیری، انتظارات پایین و حمایت بیش از حد است. وقتی این چیزها به جای عشق واقعی داده می شوند آن موقع فرزند شما لوس می شود.

عشق ورزی به فرزند خود می تواند به اندازه در آغوش گرفتن، بودن در کنار آن  ها و به طور جدی گوش دادن به مسائل او ساده باشد. نشان دادن این کارهای عاشقانه می تواند راه انداز هورمون های ایجاد کننده حس خوب مانند اکسی توکسین، اپیوئیدها، و پرولاکتین باشد. این ناقل های عصبی شیمیایی می توانند به ما احساس آرامش عمیق، صمیمیت و اقناع عاطفی ببخشد و با وجود این خصوصیات  کودک شما انعطاف پذیر خواهد شد و نیازی به درخواست رابطه نزدیکتر با شما ندارد.

۳. روش فرزند پروری مثبت
نوزادان با حدود ۱۰۰ بیلیون سلول های (نورون ها) عصبی مغزی و اتصالات نسبتاً کمی متولد می شوند. افکار ما محصول این اتصالات هستند، آن ها محرک اعمال ما بوده و شخصیت ما را شکل می دهد و اصولا همان کسی که هستیم را تعیین می کنند. آن ها از طریق تجارب موجود در سراسر  زندگی ما خلق، تقویت و حک می شوند.

به کودک خود تجارب مثبتی بدهید. آن ها به توانایی تجربه تجارب مثبت خود دست خواهند یافت.

هم چنین به کودک خود تجارب منفی بدهید. در غیر اینصورت، آن ها به آن نوع رشد لازمه بالندگی خود نخواهند رسید.

به پارک بروید. با فرزند خود بخندید. خشم های هیجانی را تحمل کرده و با یکدیگر با یک نگرش مثبت مسئله را حل کنید.

نه فقط ارائه این تجارب مثبت موجب اتصالات خوب در مغز کودک شما می شود بلکه آن ها موجب شکل گیری خاطراتی از شما می شوند که کودک شما آن ها را در زندگی به یدک می کشد. وقتی بحث انضباط به میان می آید به سختی می توان مثبت بود. اما تمرین انضباط مثبت و اجتناب از قیاس های تنبیهی امکانپذیر است.

والد خوب بودن به معنای آن است که شما باید به کودک خود اخلاق خوب و بد را یاد بدهید. تعیین محدودیت ها و سازگاری رمز انضباط خوب است. هنگام اجرای این قوانین مهربان و قاطع باشید. بر روی دلایل پشتوانه رفتار کودک  تمرکز کنید. همچنین آن را تبدیل به فرصتی برای یادگیری در آینده او کنید نه فرصتی برای تنبیه گذشته.
 

۴. مأمن امن
اجازه دهید کودک شما بداند که شما همواره برای پاسخگویی به سیگنال های دریافتی او و حساسیت به نیازهایش آنجا حضور دارید. کودک خود را به عنوان یک فرد حمایت کنید و بپذیرید. پناهگاهی امن و گرم برای اکتشاف او باشید. کودکانی که با والدین دارای مسئولیت پذیری مداوم پرورش می یابند تمایل به داشتن رشد عاطفی، رشد اجتماعی و پیامدهای مملو از سلامت روانی بهتری دارند.

۵. ارتباط و یکپارچگی
اکثر ما قبلاً از اهمیت ارتباط آگاهیم. با کودک خود صحبت کنید و به دقت به او گوش بدهید. شما با تداوم خط ارتباطی باز رابطه بهتری با کودک خود دارید و کودک شما هنگام بروز مشکل به شما مراجعه می کند. اما دلایل دیگری برای ارتباط وجود دارد؛ شما با این کار به کودک کمک می کنید تا اجزای مختلف مغزش را یکپارچه کند.

وقتی اعضای مختلف یدن یکپارچه می شود می توانند مانند یک کل هارمونیک عمل کنند که به معنای رفتار همکاری بیشتر و همدلانه تر است.

برای بهبود سبک فرزند پروری از کودک خود بخواهید هر چیزی که برایش اتفاق افتاده را توصیف کند و حس خود را بگوید. شما نباید به او راه حل بدهید. فقط به صحبت های او گوش دهید و بپرسید، سؤالات واضح به آنها در حس کردن تجارب و کامل کردن خاطرات کمک خواهد کرد.
 
 

خصوصیات فرزند اول ✔️ ۷ ویژگی مهم

 خصوصیات فرزند اول باید مورد توجه ویژه قرار بگیرد زیرا با آمدن اولین فرزند همه اعضای خانواده وارد جریان متفاوتی می شوند و به طور طبیعی رفتار والدین تک فرزندی با آن هایی که چند فرزند دارند متفاوت می باشد، والدین همان ابتدا متوجه می شوند که فرزندان نسبت به یکدیگر، رفتارها و خصوصیات مختلفی از خودشان نشان می دهند.


تحقیقات نشان می‌دهد که ترتیب تولد می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر شخصیت و رفتار افراد داشته باشد. فرزندان اول اغلب با ویژگی‌های خاصی مانند مسئولیت‌پذیری، اعتماد به نفس، و وظیفه‌شناسی شناخته می‌شوند. در این مقاله به بررسی خصوصیات فرزندان اول و عوامل تأثیرگذار بر آن‌ها می‌پردازیم.

روز جهانی فرزند اول روز جهانی فرزند اول (Firstborn Day) یک روز تعطیل غیررسمی است که هر ساله در دومین یکشنبه ماه ژوئن برگزار می‌شود. این روز برای قدردانی از فرزندان اول و برجسته کردن نقش آنها در خانواده و جامعه است.

تاریخچه روز جهانی فرزند اول به سال ۱۸۵۶ باز می‌گردد. در آن سال، دکتر چارلز لئونارد، یک کشیش در کلیسای مجارستانی در شهر ماساچوست، یک سرویس ویژه برای کودکان برگزار کرد. او این روز را “گل یکشنبه” نامید و از آن زمان به بعد، این روز به عنوان روز فرزند اول شناخته می‌شود.

در سال ۱۹۲۹، ترکیه برای اولین بار روز فرزند اول را به عنوان یک تعطیل ملی اعلام کرد. این روز در بسیاری از کشورهای دیگر نیز جشن گرفته می‌شود، اما هنوز به رسمیت شناخته نشده است.

خصوصیات فرزند اول: نقش در خانواده
تولد فرزند اول، تجربه ای جدید برای والدین می باشد و آن ها ممکن است در تربیت فرزند اول بر اساس قوانین پیش بروند و بسیار سخت گیر باشند و یا به خاطر ذوق و شوقی که برای تولد فرزندشان دارند بسیار سهل گیر باشند و اصول تربیتی را به خوبی ایفا نکنند در نتیجه در تربیت فرزندشان با مشکلاتی رو به رو خواهند شد.

پس از این که فرزند دوم به دنیا می آید والدین به خاطر تجربه ای از تربیت فرزند اولشان داشته اند روش تربیتی خود را تغییر می دهند و به صورت دیگری به تربیت فرزند دوم می پردازند، در این حالت فرزند اول مجبور است بی تجربگی و نا پختگی والدین را در تربیت کردن تحمل کند.

مفاهیمی در روانشناسی کودک مطرح می شود که به شما کمک می کند تا از اشتباهات رایج تربیتی بپرهیزید و از بهترین روش های تربیتی برای تربیت فرزندان استفاده نمایید.

تعادل در تربیت فرزندان اول
فرزندان اول در کانون توجه والدین قرار دارند و معمولا تمام خواسته های آن ها توسط والدین برآورده می شود و در فرزند احساس ارزشمندی زیادی به وجود می آید، در صورتی که این روند شکل افراطی و بی رویه ای داشته باشد، فرزندان اول تبدیل به انسان های قدرت طلب، خودخواه و کم تحمل می شوند و آن ها تحمل هیچ گونه بی توجهی ندارند.

پس از این که فرزند دوم به دنیا می آید از توجه والدین به آن ها کم می شود و در این صورت فرزند اول، فرزند دوم را مسبب این بی توجهی می داند و در این حالت حسادت فرزند اول شروع می شود که یکی از خصوصیات به وجود آمدن آن ها در هنگام تولد فرزند دوم می باشد، تمام فرزندان اول تغییر جایگاه شان را در خانواده احساس می کنند اما فرزندان نازپرورده تر با صدمات بیشتری رو به رو هستند و این که کودک چطور با این وضع و شرایط کنار بیاید به رفتار والدین و سبک های فرزند پروری آن ها بستگی دارد.

در صورتی که والدین تمام توجه و محبت خود را نثار فرزند دوم کنند و یا رفتارهای اشتباه دیگری از خودشان نشان دهند فرزند اول به احساس طرد شدگی دچار خواهد شد و بعد ها آن را به خواهر و برادر کوچک خود منتقل می کنند اما در صورتی که والدین رفتار صحیحی با کودک شان داشته باشند بچه ها به دوستانی خوب تبدیل می شوند و فرزند اول در برابر خواهر و برادر کوچک خود احساس مسئولیت و رهبری می کند.

خصوصیات فرزند اول: رهبری و سلطه جویی
پس از این که فرزندان دیگر متولد می شوند، فرزند اول موظف است تا از خواهر و برادر کوچک خود نگهداری کند او در این مورد از والدین خود الگوبرداری و تقلید می کند و به مراقبت و نگهداری از آن ها می پردازد، و زمانی که آن ها بزرگ شدند در بازی ها و فعالیت های دسته جمعی به رهبری خواهرها و برادرهای کوچک ترش می پردازد و با این ویژگی های اخلاقی بزرگ می شود.

به خاطر این ویژگی رفتاری اش او در بزرگسالی به رهبری علاقه مند می شود و دوست دارد که دیگران را تحت سلطه خود قرار دهد و به خوبی از انجام این کار بر می آید، هم چنین ویژگی مسئولیت پذیری به میزان زیادی در او افزایش می یابد.

ویژگی ها و خصوصیات اصلی فرزندان اول
بر اساس نظر روانشناسان برخی از خصوصیات اخلاقی فرزند اول به شرح زیر می باشد:

علاقه به قدرت
مسئولیت پذیر
وظیفه شناس
منظم
دقیق بودن
با وجدان بودن
محافظه کار
سازمان دهندگان خوب
فرزندان اول به طور معمول به گذشته گرایش دارند و نسبت به آینده بدبین هستند.
 
 

تربیت دختری با اعتماد به‌ نفس ✔️ ۱۱ نکته طلایی

 تربیت دختری با اعتماد به‌ نفس یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های شخصیتی است که می‌تواند تأثیر زیادی بر موفقیت فرد در زندگی داشته باشد. دخترهایی که اعتماد به‌ نفس دارند، معمولاً در مدرسه و دانشگاه عملکرد بهتری دارند، روابط اجتماعی سالم‌تری برقرار می‌کنند و در شغل خود موفق‌تر هستند. در این مقاله، به بررسی راه‌های تربیت دختری با اعتماد به‌ نفس می‌پردازیم.


اهمیت تربیت دختری با اعتماد به‌ نفس
اعتماد به نفس یک مهارت حیاتی است که می تواند در همه زمینه های زندگی مفید باشد. دختران با اعتماد به نفس، به احتمال زیاد:

در مدرسه و شغل خود موفق خواهند شد.
روابط سالم‌تری خواهند داشت.
عزت نفس سالم‌تری خواهند داشت.
از خود مراقبت خواهند کرد.
در برابر آسیب‌های عاطفی و جسمی مقاوم‌تر خواهند بود.
هنگام تربیت دختری با اعتماد به‌ نفس، پیامی قدرتمند دریافت می کند: «تو ارزشمند و توانمند هستی.» این پیام می تواند به او کمک کند تا در برابر فشارهای اجتماعی مقاومت کند و در مسیری قرار بگیرد که او را به موفقیت می رساند.


تربیت دختری با اعتماد به‌ نفس

چگونه اعتماد به نفس دخترم را بالا ببرم
همه ما دوست داریم دخترانمان با اعتماد به نفس و عزت نفس قوی بزرگ شوند. در ادامه بخوانید تا ببینید چگونه می توانید اعتماد به نفس دخترتان را تقویت کنید.

۱. عشق و حمایت بی‌قید و شرط
یکی از مهم‌ترین عواملی که در تربیت دختری با اعتماد به‌ نفس نقش دارد، عشق و حمایت بی‌قید و شرط والدین است. دخترهایی که احساس می‌کنند والدینشان آنها را دوست دارند و به آنها باور دارند، بیشتر احتمال دارد که به توانایی‌های خود اعتماد داشته باشند.

برای نشان دادن عشق و حمایت خود به دخترتان، می‌توانید کارهای زیر را انجام دهید:

به او بگویید که او را دوست دارید و به او افتخار می‌کنید.
در فعالیت‌های او شرکت کنید و از او حمایت کنید.
به او گوش دهید و به نظرات او احترام بگذارید.
۲. تشویق و تحسین
تشویق و تحسین دخترتان می‌تواند کمک کند تا تربیت دختری با اعتماد به‌ نفس بالا داشته باشید. وقتی دخترتان کاری را خوب انجام می‌دهد، به او بگویید که کارش را دوست دارید و از او تشکر کنید. این کار به او کمک می‌کند تا بداند که شما به او باور دارید و او را ارزشمند می‌دانید.

 

۳. کمک به دخترتان برای شناخت نقاط قوت خود
هر کس نقاط قوت و ضعفی دارد. مهم است که به دخترتان کمک کنید تا نقاط قوت خود را شناسایی کند و روی آنها تمرکز کند. وقتی دخترتان نقاط قوت خود را می‌شناسد، بیشتر احتمال دارد که به توانایی‌های خود اعتماد داشته باشد.
 

برای کمک به دخترتان برای شناخت نقاط قوت خود، می‌توانید کارهای زیر را انجام دهید:

از او بپرسید که در چه کارهایی مهارت دارد.
به او کمک کنید تا فعالیت‌هایی را پیدا کند که از انجام آنها لذت می‌برد.
به او نشان دهید که شما به توانایی‌های او باور دارید.
۴. آموزش مهارت‌های حل مسئله و مقابله با چالش‌ها
دخترانی که مهارت‌های حل مسئله و مقابله با چالش‌ها را دارند، بیشتر احتمال دارد که در برابر مشکلات و شکست‌ها مقاوم باشند. این مهارت‌ها به آنها کمک می‌کند تا از پس چالش‌های زندگی برآیند و اعتماد به‌ نفس خود را حفظ کنند.

برای آموزش مهارت‌های حل مسئله و مقابله با چالش‌ها به دخترتان، می‌توانید کارهای زیر را انجام دهید:

به او یاد دهید که چگونه مشکلات را شناسایی کند و راه‌حل‌های ممکن را پیدا کند.
به او کمک کنید تا با شکست‌ها کنار بیاید و از آنها درس بگیرد.
به او نشان دهید که شما به او باور دارید و می‌توانید از او حمایت کنید.
 
 
صفحه قبل 1 صفحه بعد